صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
24
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
قحطان » يا عرب « قحطانيه » هستند . ( 1 ) 3 - عرب مستعربه : آنان عربى جدا شده از نسل حضرت اسماعيل - عليه السّلام - كه به عرب « عدنانيه » مشهورند . ( 2 ) اما عرب عاربه ، از شاخهء قحطان و زادگاهشان ، سرزمين يمن است و آنان نيز به دو شاخهء مشهور تقسيم شدهاند : ( 3 ) الف : قبيلهء حمير ، كه نامآورترين نژاد آنان ؛ زيد الجمهور ، قضاعه و سكاسكاند . ( 4 ) ب : قبيلهء كهلان ، كه معروفترين آنان ، همدان ، انمار ، طى ، مذحج ، كنده ، لخم ، جذام ، ازد ، اوس ، خزرج و فرزندان جفنه ، از فرمانروايان شام هستند . قبيلهء كهلان از يمن كوچ كردند و در نواحى جزيرة العرب منتشر شدند . به دليل فشار و تسلط روم بر تجارت دريايى و ايجاد مشكلات در خشكى و توقف در امر بازرگانى و اشغال شدن مصر و شام توسط آنان ، كمى پيش از وقوع سيل « عرم » بيشتر اين طايفه مهاجرت كردند . ميان دو قبيلهء كهلان و حمير اختلافاتى روى داد كه به مهاجرت و ترك وطن كهلان انجاميد و حمير در جاى خود باقى ماندند . ( 5 ) طايفهء كهلان به چهار گروه تقسيم مىشود ( 6 ) 1 - ازد ، كوچيدن اين گروه به دستور و رأى رئيس و بزرگشان ، عمران پسر عمر و مزيقيا بود . آنان از سرزمين يمن كوچ كردند و تا « رواد » رفتند و سپس به سوى شمال حركت نمودند . اينك شرح اماكنى كه نهايتا پس از مهاجرت در آنجا ساكن گشتهاند : عطف ثعلبه پسر عمر و پسر ازد ، به طرف حجاز رفت و در ميان ثعلبيه و ذى قار اقامت گزيد . وقتى پسرش بزرگ شد و در خود توان ديد ، به سوى مدينه رفت و در آنجا مقيم گشت و متوطن شد . نام برخى از پسران ثعلبه عبارتند از : اوس ، خزرج پسران حارثهء پسر ثعلبه . حارثه پسر عمرو - كه همان خزاعه است - و پسرانش منطقهاى از حجاز را طى كردند و در « مرّ الظهران » فرود آمدند و سپس به حرم آمدند و در مكه ماندگار شدند و از طايفهء جرهم ،